موضوع دیگه ای که در تاثیرات افراد روی همدیگه موثره،طرز تفکر افراده،اینکه به چه چه چیزهایی اهمیت میدن،درسته طرز تفکر رابطه خیلی نزدیکی با همون منطق که گفتم داره ولی خب تفاوت هایی هم دارن با هم، توی زندگی هر انسانی قطعا یسری اعتقادات،تفکرات و ذهنیات خاص وجود داره؛اما اون چیزی که مهمه اینه که چه تفکراتی رو اولا توی زندگیش بروز و دوما چه تفکراتی رو در مقابل دیگران بروز بده و مهمتر از اینها روی کدوم تفکراتش پافشاری کنه و تحمیل کنه بر دیگران و دیگران رو بر اون مبنا فکر قضاوت کنه…
مثلا ممکنه یکی به حجاب اعتقاد داشته باشه و خودش کاملا به حجاب پایبند باش،این اعتقاد بازتاب های زیادی میتونه داشته باشه در مورد دیگران،افرادی هستن که هیچ کاری به بقیه ندارن،اینکه کی چه حجابی داره و از روی اون کسی رو قضاوت نمیکنن و حجاب فقط برای خودشونه؛یکی دیگه هرکسی که حجابش باب میل این بابا نبود رو یه ادم فاسد و خراب میدونه،یکی فراتر از این میره و به اون طرف تذکر میده و گیر میده که چرا حجابت خوب نیست و …
بنابراین صرفا تفکر مهم نیست،چگونگی بروز دادن اون هم مهمه ؛یکی از چیز های مهمی که باعث ایجاد فاصله بین ادما میشه همین بروز دادن نادرست تفکرات و اعتقاداتشونه؛خود من ادمی هستم که متاسفانه این خصوصیت منفی رو دارم و هرچند علاقه ای به این کار ندارم ولی ناخوآگاه چنین کاری میکنم و اینه که باعث میشه خیلی ها از من فاصله بگیرن و جالب تر اینکه در مورد دیگران ازین کار بدم میاد و حتی یه مقدار هم حساس هستم که کسی در برابر من بیش از حد عقایدش رو بروز بده و پافشاری کنه و این اون فاصله رو دوچندان میکنه.
انسان های شاد همیشه تفکرات بازتر و زیباتری دارند،اینجور ادما کمتر به مسائل حاشیه ای دامن میزنن و اصلا توجه کمتری هم به این نوع موارد دارن ؛دلیلش رو نمیدونم چون هیچوقت ادم شادی نبودم؛همیشه دوست داشتم ادم بیخیال و شاد و خوشحالی باشم ولی فقط تونستم وانمود کنم که چنین ادمی هستم و هیچوقت این خواستم به واقعیت نرسیده.جالبه یه مثلی هست میگه “کور،کور رو میجوره؛آب گندیده،گودال رو” هرکسی که اومده تو زندگیم از خودم داغون تر بوده!
