دست نوشته, متن نوشته

“دغــدغــــه” عضو جدایی ناپذیر زندگی ! (1)

امروز توی یه بحث خانوادگی صحبت از روزگار جوونی و خوشی و خوشگذرونی بود و قدیمی تر ها خیلی اصرار داشتن که نسل امروزی خیلی افسردی و غمگین شدن و دلیلش هم پیشرفت تکنولوژی و گسترش ارتباطات جمعی و ارتباطات مجازی و اینترنتیه ؛فیسبوک،وایبر،واتس اپ،لاین و… اتفاقات و بلایای خانمان براندازی بودن که به هیچ عنوان قابل دفاع و چشم پوشی نیستند! اینکه قبلا دغدغه ها خیلی کم بود و مردم خیلی شادتر بودن،بعد کم کم هرکسی شروع کرد از دغدغه های گذشتش گفتن؛دغدغه های که یه روزی مساله بسیار مهم و بزرگی بوده و امروز چقدر خنده دار و کوچیک شده. اما چیزی که این وسط مهم و جالب بود این بود که هیچ کس بی دغدغه نبود و نیس و همیشه به شکلی حضوری فعال داشته توی زندگی ما.
اکثرا نگرانی های دیگرانو با دغدغه های خودشون مقایسه میکنن و اصرا دارن بگن نگرانیه شما بی مورده و چیز مهمی نیست یا برعکس برای ارامش دادن به خودشون میگن مثلا فلانی فلان مشکل بزرگو داره و مشکل من در برابر اون هیــچه! اما به نظر من این اشتباه بزرگیه هرکسی و هر زمانی بنا به شرایط موجود نگرانی های خاص خودشو داره. ولی خب همیشه یه چیزی برای فکر کردن و ناراحتی پیدا میشه و پیدا میکنیم،البته حالا شاید همیشه هم ناراحتی شدیدی به وجود نیاره ولی به هرحال ذهنمونو درگیر میکنه و رو مخمون میره .

خلاصه امروز هرکسی از دغدغه های گذشته و حالش گفت،خیلیاشون مشترک بودن و هستن و خیلی هاش اقتضای سن بود و بعضیا هم اثر روحیات هر شخص بود،یه سریشون که خیلی برام جالب بودن رو اینجا میارم .

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *